مرتضى مطهرى

441

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ماده مىكند اگر يك مانع و مزاحمى ( اگر چه انسان و يا موجود زندهء ديگرى نبوده و يك مانع طبيعى باشد ) پيش آمده و بخواهد انسان فعال را از اصل فعاليت يا از كمال فعاليت يا از تكميل فعاليت مانع شود انسان نيز ناچار و خواهى نخواهى به مقام دفاع بر آمده و با فعاليت دفاعى خود ماده را تخصيص به خود داده و تصرف خود را بر وى مستقر خواهد ساخت ؛ و در عين حال اين وضع را يك نسبتى ميان خود و ماده انديشيده و مفهوم اختصاص ( اين ماده از آن من است ) در پندار وى جلوه‌گر خواهد شد و اين مفهوم همان اختصاص مطلق است كه اصل مالكيت يكى از شعب اوست و همچنين دارايى ، رتبه و مقام و هر گونه حقوق قراردادى و علقه زناشويى و . . . از شعب اوست . همچنين لزوم فايده در عمل ( بايد كار آرمان داشته باشد ) يكى از اعتبارات عمومى است كه به نحوى كه در آغاز سخن گفته شد از اصل مفهوم اعتبار استنتاج مىشود . و همچنين اعتبارات عمومى ديگرى نيز مىتوان يافت ولى اعتبارات پنجگانهء نامبرده در تشريح و استنتاج بقيهء اعتبارات ( اعتبارات بعد الاجتماع ) و احكام آنها كافى است . به هر حال اعتبارات عمومى ( اعتبارات قبل الاجتماع ) چون اعتباراتى هستند كه انسان در هر تماس كه با فعل مىگيرد از اعتبار آنها گريزى ندارد يعنى اصل ارتباط طبيعت انسانى با ماده در فعل ، آنها را به وجود مىآورد از اين روى هيچگاه از ميان نرفته و تغييرى در ذات آنها پيدا نمىشود . مثلًا انسان مىتواند - يا مىشود - كه يك انديشه ويژه‌اى را به واسطهء پيدايش عواملى از مغز خود بيرون براند ولى هرگز نمىتواند - يا نمىشود - كه اصل انديشه را ( بايد انديشه كنم ) نكند ؛ و مثلًا هر اجتماعى مىتواند فكر خاص يك فردى را پايمال كند ولى هرگز نمىتواند فكرى را كه در فكر هر فرد فرد اجتماع ثابت است كشته و از ميان ببرد زيرا فكر اجتماعى يك شماره محصلى از افكار مىباشد كه روى هم ريخته شده وحدتى پيدا كرده و مانند يك واحد حقيقى مشغول فعاليت است ؛ و در اين صورت چگونه متصور است كه يك اجتماعى ( فكر متراكم واحد ) خودش ، خودش را از ميان ببرد . ما با قريحهء مسامحه به بسيارى از موارد نام « انتحار » و « خودكشى » مىدهيم ولى به حسب دقت ، خودكشى در جهان هستى مصداق ندارد . بلى ، يك موجود زنده مثلًا مىتواند فعاليت خود را به يك ماده‌اى ارتباط دهد كه حادثهء مربوطهء وى خود موجود زنده يا قوهء مربوطهء وى را ابطال نمايد يا فعاليتش را خنثى كند ؛ مثلًا انسان مىتواند سم را در آب حل كرده بنوشد ( يعنى فعاليتى كه